خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز ساز زنجیرم در جنون نواگر کنبند گر بدین ذوق ست پاره ای گرانتر کن
۲
فیض عیش نوروزی جاودانه خوش باشدروز من ز تاریکی با شبم برابر کن
۳
زانچه دل ز هم پاشد، لب چه طرف بربنددیا مجال گفتن ده یا نه گفته باور کن
۴
در رسایی سعیم عقده ها پیاپی زندر روانی کارم فتنه ها شناور کن
صفحهٔ ۱ از ۳