خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرض خود برد که رسوایی ما خیزد ازوفتنه خویی ست ندانم چه بلا خیزد ازو
۲
تا ازین بی ادبی قهر تو افزون گرددگله سازی ست که آهنگ دعا خیزد ازو
۳
نم اشکی چو به خاکم بفشانی از مهرخاک بالد به خود و مهرگیا خیزد ازو
۴
پیش ما دوزخ جاوید بهشت ست بهشتباد آباد دیاری که وفا خیزد ازو
صفحهٔ ۱ از ۳