خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دولت به غلط نبود از سعی پشیمان شوکافر نتوانی شد ناچار مسلمان شو
۲
از هرزه روان گشتن قلزم نتوان گشتنجویی به خیابان رو سیلی به بیابان شو
۳
همخانه به سامان به همجلوه فراوان بهدر کعبه اقامت کن در بتکده مهمان شو
۴
آوازه معنی را بر ساز دبستان زنهنگامه صورت را بازیچه طفلان شو
صفحهٔ ۱ از ۳