خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در زمهریر سینه آسودگان نه ایای دل بدین که غمزده ای شادمان نه ای؟
۲
ای دیده اشک ریختن آیین تازه نیستخود را ز ما مگیر اگر خون فشای نه ای
۳
بلبل به گوشه قفس از خستگی منالچون من به بند خار و خس آشیان نه ای
۴
داغم ز ناکسی که به تمهید آشتیرنجیده ای ز غیر و به من مهربان نه ای
صفحهٔ ۱ از ۳