خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بستن تمثال تو حیرت رقمستیبینش که به پرگار گشایی علمستی
۲
غم را به تنومندی سهراب گرفتمخود موج می از دشنه رستم چه کمستی؟
۳
بیداد بود یکسره هشتن به کمر برزلفی که ز انبوهی دل خم به خمستی
۴
خرسندی دل پرده گشای اثری هستشادم که مرا این همه شادی به غمستی
صفحهٔ ۱ از ۳