خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده استاین عنان بگسسته کی در دست کس افتاده است؟
۲
کی تمنا می برآید از دهان تنگ او؟آرزو مرغی است در دام هوس افتاده است
۳
شورش دل باعث حبس نفس گردیده استناله زنجیری است در پای نفس افتاده است
۴
مرغ روحم قوت پرواز چون در خود بدیداز شکست بال و پر در این قفس افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲