خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عندلیب روح را تن آشیان گردیده استیوسفی را چاه زندان خانمان گردیده است
۲
عمرها شد جان به گرد کوی او دارد طوافتن به عزم دیدن آن رو روان گردیده است
۳
گر سرم گردد به گرد دل عجایب نیست اینبر سر یک نقطه ای نه آسمان گردیده است
۴
ناتوانی بسکه ما را بر زمین افکنده استآسمان در خانهٔ ما آستان گردیده است
صفحهٔ ۱ از ۲