خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده ای کان صبح را در خواب یافتتا به گردن خویش را در آب یافت
۲
از در میخانه روگردان مشوهر که چیزی یافت از این باب یافت
۳
عمرها باید که دل پیچد به زلفشانه کی یک موی را بی تاب یافت؟
۴
هر که شد بیدار از خواب گرانماسوای خویش را در خواب یافت
صفحهٔ ۱ از ۲