شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دور است و همین باغ و بهاری و دگر هیچماییم و کف دست نگاری و دگر هیچ
۲
زهاد ندارند جز این نقد و قماشیصد دانهٔ تسبیح شماری و دگر هیچ
۳
ز اسباب جهان دوست نداریم جز این سهجام می و یاری و کناری و دگر هیچ
۴
همچون جرس ای کعبهٔ مقصود در این راهداریم همین ناله و زاری و دگر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth