خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عارف چو جهان سرکش مغرور نگرددشور است محیط آب گهر شور نگردد
۲
حیف است به آن ظرف تنک باده که می رادر ساغر گل نوشد و فغفور نگردد
۳
خورشید کی و پرتو دیدار تو هیهاتهر بی سر و پا لایق این نور نگردد
۴
در باغچهٔ صبر گل بی جگری هاستزخمی که رسد بر دل و ناصور نگردد
صفحهٔ ۱ از ۳