خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نظربازی من یار نهان می گردداز میان چون بروم یار عیان می گردد
۲
نشئهٔ می به جوانان صفت پیر دهدطرفه سری است کز این پیر جوان می گردد
۳
پشت من از اثر فکر محبت شد خمتیر از بار غم عشق کمان می گردد
۴
بوسه ها داد لبش وعده و با من نرسیدچه کنم دور زمان است از آن می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲