شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می باردبه چشم من ز روی آفتابش نور می بارد
۲
ندارم در نظر گر بحر شور غم چرا دایمز چشم گوهرافشان من آب شور می بارد؟
۳
نم تردامنی سرسبز خواهد کرد خاکم راچه شد گر ابر رحمت بر سر مغفور می بارد
۴
ز مستی تاک می پیچد به خود سر می کشد هر سوکه کیفیت مدام از دانهٔ انگور می بارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth