شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زبان بستهٔ ما صوت بی صدا داردلب خموش به دل حرف آشنا دارد
۲
به سعی هر که ابوجهل نفس کرده به چاهقسم به عمرهٔ او کعبه اش صفا دارد
۳
مه و ستاره و خورشید این غلط حرفی استفلک ز گردش ایام داغ ها دارد
۴
چرا چو چرخ فلک زلف سرکشی نکندکه آفتاب و مه و زهره و سها دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth