شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر خبر ز دل خسته آن نگار نداردچه آتشی است که امشب دلم قرار ندارد
۲
درست گویمت از دل مباد رنجه شویکه این شکسته به پیش تو اعتبار ندارد
۳
بیا که صحبت رندان مفرح افتاده استهوای مشرب صافی دلان غبار ندارد
۴
که راست فکر غم خاطر شکسته دلانبرای شیشهٔ ما سنگ، انتظار ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth