خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طفل است یار و چشمش با ما نظر نداردتا باده خام باشد با کس اثر ندارد
۲
عمری است درد عشقش بیگانه گشته از ماآن آشنای دیرین از ما خبر ندارد
۳
تلخ است صبر لیکن نفعش به از زیان استزهر است خشم، لیکن اما ضرر ندارد
۴
دایم خرابهٔ ما چون زیر آسمان استزان روی کلبهٔ ما دیوار و در ندارد
صفحهٔ ۱ از ۴