شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیردنکهت از طرهٔ او باد صبا می گیرد
۲
به دم صبح فنا هر که شبی هستی دادفیض ها از نفس صبح بقا می گیرد
۳
جای در دیدهٔ افتادهٔ خود ساز که سرودر کنار لب جو نشو و نما می گیرد
۴
نشود گم پی اش از دیدهٔ عاشق که ز لطفهر کجا پای نهد رنگ حنا می گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth