شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشدغبار جادهٔ کویش به چشمم توتیا باشد
۲
دلا از ناتوانی دل مزن در جادهٔ مقصدمگر سنگ ره مطلوب سنگ کهربا باشد
۳
چه غم از انقلاب دور عارف را که می داندغبار حادثات چرخ، گرد آسیا باشد
۴
ز عقبا هم گذشتم بسکه از دنیا جفا دیدمکه عقبا هم مبادا همچو دنیا بی وفا باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth