شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوم دیوانه اش مجنون به من گر همسفر باشددر آتش می روم پروانه ام گر راهبر باشد
۲
توانم شد به عیسی هم نفس گر خشک لب باشمروم بر آسمان گر همچو ابرم چشم تر باشد
۳
شود آن وقت عیب کجروان راست رو ظاهرکه آدم را قبول عام از راه هنر باشد
۴
چسان آتش کند منع تپش مرغ کبابی راکه با هر شعله پرواز آورد گر بال و پر باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth