خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نی چو پروانه همه ز آتش نسبت سوزندعاشقان بیشتر از گرمی صحبت سوزند
۲
شمع مومی چه کنی با دل سنگی که توراستندهد نور چراغی که به تربت سوزند
۳
حسن یوسف چو شود روی بروی رخ یارچون چراغی است غریبان که به غربت سوزند
۴
دل به جان سوخت چو هندو که پس از سوختنشای بسا دوست که خود را به محبت سوزند
صفحهٔ ۱ از ۲