شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کس نظر به سوی تو از دور می کندهر خانه را خیال تو پرنور می کند
۲
بگذر ز چین و چینی و در ساغر سفالمی نوش ای فقیر که فغفور می کند
۳
بر داغ های کهنهٔ صد آرزوی خامپیری علاج مرهم کافور می کند
۴
داری به یادگار اگر زخم تیغ عشقالماس ریزه پاش که ناسور می کند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth