شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعلش که کار بوسه به انداز می‌کنددل را کباب شعلهٔ آواز می‌کند
۲
[در] چشم عاشقان حقیقت شعار چرخخاکستر است آینه‌پرداز می‌کند
۳
از بس که ناز بر سر هم جمع کرده استهر عضو او به عضو دگر ناز می‌کند
۴
پوشد هر آن که چشم، سعیدا ز کایناتبر روی خود ز غیب [دری] باز می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth