شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رود یوسف دگر در چه گر آن مشکین رسن آیدتکلم می کند [هر] مرده گر او در سخن آید
۲
ید بیضای او ز اعجاز خود مه را قلم کردهمرکب می کند خطش اگر مشک ختن آید
۳
نسیم باغ شرعش جان و دل را تازه می داردشود به خستهٔ زهری اگر در این چمن آید
۴
مسیحا انتظار حکم او بر آسمان داردسلیمان می شود در دین او گر اهرمن آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth