خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گدا که بر سر راه بخیل می آیدچو پشه ای است که در چشم پیل می آید
۲
هر که عاقبت کار این جهان را دیدعزیز مصر به چشمش ذلیل می آید
۳
خطا مکن نظر از مطلبی که داری پیشبه پیشواز تو گر جبرئیل می آید
۴
بنای کلبهٔ ویرانه ام چنان شد محوکه سیل غم به هزاران دلیل می آید
صفحهٔ ۱ از ۲