خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا گنج روانی سوی این ویرانه میآیدنمیدانم چه در دل دارد آن مستانه میآید
۲
دو عالم مدعی در پیش و پس جانانه میآیدنمیدانم چرا آن آشنا بیگانه میآید
۳
تجلی طور را از رفتن موسی نمایان شدفزون گردد جلای شمع چون پروانه میآید
۴
مرا غفلت دوبالا میشود از وعظ بیمعنیکه خواب اکثر گران از گفتن افسانه میآید
صفحهٔ ۱ از ۲