خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برداشتیم چو نظر از اعتبار خویشدیدیم بی مضایقه دیدار یار خویش
۲
تا دیده ایم جوهر شمشیر موج آبداریم ذوق غوطه زدن در کنار خویش
۳
در قید تار ساختهٔ رشتهٔ سلوکافتاده ای تو چون گهر از اعتبار خویش
۴
روشندلان که داغ تو بردند زیر خاکاز لاله کرده اند چراغ مزار خویش
صفحهٔ ۱ از ۳