شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوعتابعانت به همه طبع و طبایع مطبوع
۲
ذات او تا به صفت غیر خودی پیدا کردچون تویی در کرم و خلق نیامد به وقوع
۳
تا صول سبق حال گرفتم از عشقعلم ماضی و مضارع به نظر گشته فروع
۴
هر چه گاهی که نظر بر رخ او می افتدمی کنم از ته دل سورهٔ اخلاص شروع
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth