شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برکنید ای بت پرستان از ته دل دل ز سنگکی شود آسان شما را حل این مشکل ز سنگ
۲
کند ابراهیم از دل های سنگین نقش غیرگرچه آذر می تراشد صورت باطل ز سنگ
۳
سختگیری افکند از پا درخت خشک راکی بنای خانهٔ خود را کند عاقل ز سنگ
۴
رنجش از اطوار دور ای دل نشان غافلی استچین نبندد بر جبین دیوانهٔ کامل ز سنگ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth