شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همچو بلبل آشیان گر در چمن می‌داشتمصد زبان سرخ چون گل در سخن می‌داشتم
۲
همچو زیر بار خود کی می‌شدم زار و ضعیفبار عالم گر به دوش خویشتن می‌داشتم
۳
تا نمی‌دیدم ز غربت سردوضعی‌ها به کارچون سمندر کاش در آتش وطن می‌داشتم
۴
در کمر سنگ قناعت هیچ تأثیری نکردکاش من سنگ قناعت در دهن می‌داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth