شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گذشتم از سر جان سوی جانان بیشتر رفتممن این ره را ز پای افتادم و بی درد سر رفتم
۲
فزونتر می شود غم هر که در تدبیر می افتدزدم چون دست و پا از وهم در گل بیشتر رفتم
۳
ز روی سنگ نقش کنده هرگز برنمی خیزددر این اندیشه ام از یاد آن دل چون به در رفتم
۴
چو بدمستی قیامت بیند و از خواب برخیزدلبی خشک آمدم در عالم و با چشم تر رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth