خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتمتمام دل شدم و از پی نظر رفتم
۲
به هر چمن که ز خط و رخ تو کردم یادمیان سبزه و صد برگ تا کمر رفتم
۳
چو شیشه سرخوش و صافیدل آمدم در بزمچو آفتاب به سر بردم و به سر رفتم
۴
چو تیر کج عقب افتاده بودم از مطلببه زور باد و هوا گرچه پیشتر رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲