شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به قطع هستی خود خوب دستیار خودمهمیشه میل کش چشم اعتبار خودم
۲
اگرچه تشنه لبم دیده بحر استغناستچو آب می روم عمر در کنار خودم
۳
چنان ز خویش برون رفته ام که شد عمرینشسته ام شب و روز و در انتظار خودم
۴
ز بیم آه جگرسوز خویشتن دایمچو ابر منتظر چشم اشکبار خودم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth