شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارمنه هر تخمی که کردم زیر خاک امید بردارم
۲
مرا در راه تقدیر و قضا تسلیم باید بودکه از او هر چه بینم دست بر بالای سر دارم
۳
سراغ دل به غیر از موی او از کس نمی گیرمکه ز این گم گشته،‌ زلف او خبر دارد خبر دارم
۴
دلم آیینهٔ حق است من عکس جمال اوچو با من او نظر دارد منش با او نظر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth