شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارمولی چو آینه در دل ز کس غبار ندارم
۲
مرا که شهره به سرگشتگی شدم چه کنمچو جام باده به گردیدن اختیار ندارم
۳
اگرچه یک گل از این بوستان نچید دلمهزار شکر که در سینه خارخار ندارم
۴
به غیر سایهٔ زلفین آفتاب پناهشبه روز حادثه [جایی] در این دیار ندارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth