شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارمبرای برق حسن گل عجایب‌خانه‌ای دارم
۲
نه در شهر است آرامش نه در صحراست تمکینشنمی‌دانم چه سازم خاطر دیوانه‌ای دارم
۳
تو مشغولی به خویش ای زاهد و من فارغم از خودتو تسبیحی به کف داری و من پیمانه‌ای دارم
۴
حکایت‌های من از پا دراندازد جهانی راز سر گر بگذری از سرگذشت افسانه‌ای دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth