خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دل، داغ غم عشق بت پرکینه ای دارمنه داغ است این که از جان رونما آیینه ای دارم
۲
چو مشکم نکهت «فقر سواد الوجه» می آیداز آن چون نافه بر تن خرقهٔ پشمینه ای دارم
۳
تو ای زاهد ملمع کرده ای دلق ریایی رامن از لمعات داغ او مصفا سینه ای دارم
۴
اگرچه تلخ دارد فکر شنبه کام طفلم راولی از قند شیرین تر شب آدینه ای دارم
صفحهٔ ۱ از ۲