خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارمچو بخت خویشتن امروز خواب ساکنی دارم
۲
ز سردی های اوضاع فلک طبعم نمی جوشددر این مینای سنگین دل شراب ساکنی دارم
۳
نمی ریزم به روی خاک هر در اشک حاجت راصدف آسا درون سینه آب ساکنی دارم
۴
چو کوه از جای خود در دامن صحرا نمیجنبمنه مجنونم سرابم اضطراب ساکنی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲