شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من دورم و من دورم مهجورم و مهجورمبی روی تو مجبورم بی لعل تو مخمورم
۲
بی چشم تو حیرانم بی زلف پریشانمخود گو چه بود درمان من خسته و رنجورم
۳
در کعبه و بتخانه در مسجد و میخانهنبود به پریخانه جز روی تو منظورم
۴
دنیا به چه می شاید عقبا به چه کار آیداین درد و الم زاید آن از تو کند دورم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth