خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشمزمین بوس تو می آرم بجا گر آسمان باشم
۲
خبردار از تو می گردم چو از خود بی خبر گردمنشانت می توانم داد چون من بی نشان باشم
۳
سرافرازی توانم کرد با گردون در این میدانگر اول قابل قربان تیغ امتحان باشم
۴
به نام خود توانم گشت عالمگیر در عالمچو عنقا من هم از چشم خلایق گر نهان باشم
صفحهٔ ۱ از ۲