شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشممن که خون جگر خود چو می ناب کشم
۲
نظرم تشنهٔ ابر کرم کس نشودمن که از چشمهٔ خورشید به چشم آب کشم
۳
بی نیازم کند از هر دو جهان در آغوشگر [شبی] قامت موزون تو در خواب کشم
۴
منعم از گریه مکن ناصح و بگذار که مندلق آلودهٔ خود را به کفن آب کشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth