شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من نه آنم که زنم ساز و به خود گریه کنمخنده بر چرخ بد انداز و به خود گریه کنم
۲
نیست جا این قدر شمع مرا چون فانوستا کشم شعلهٔ آواز و به خود گریه کنم
۳
بنما سرو قد خویش که من فاخته وارتا شوم از همه ممتاز و به خود گریه کنم
۴
نیست آشفتگیم از گل رخسار کسیچون خیال تو کنم ناز و به خود گریه کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth