شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عالم تمام یک نظر است و ندیده ایماین مرغ زیر بال و پر است و ندیده ایم
۲
غافل نشسته ایم ز شمشیر باز دهرگویا به پیش رو سپر است و ندیده ایم
۳
از بس خیال روی تو حیرت فزوده استچون نور دیده در نظر است و ندیده ایم
۴
ما را حدیث دوست به دست فراق دادخوش وعده ها که در خبر است و ندیده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth