خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیفتی گر ز پا در راه دل سر میتوان گشتننهی گر سر به پای خویش سرور میتوان گشتن
۲
چو ابراهیم فرزندی مگر آید برون ز این دربه آن امید، سالی چند آذر میتوان گشتن
۳
بزن بر خاک، در راه یقین یکبارگی خود راچو قلب صاحب دل بیگمان زر میتوان گشتن
۴
چو سنجیدیم انصاف فقیه و شیخ و زاهد رامسلمانی اگر این است کافر میتوان گشتن
صفحهٔ ۱ از ۲