شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسننگهت مست می و چشم تو میخانهٔ حسن
۲
چه بهشتی است جمال تو که هر حلقهٔ زلفشده در دیدهٔ عشاق پریخانهٔ حسن
۳
به تماشا رود و دیدهٔ بیدار شودگوش در خواب اگر بشنود افسانهٔ حسن
۴
نیست با بلبل جان بلبل گل را نسبتنیست پروانهٔ این شمع چو پروانهٔ حسن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth