شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خلقش کند عمارت مهمانسرای حسنآن نوخطی که ریخته باشد بنای حسن
۲
گر فتنه های حسن تو خوابد عجیب نیستفرش خوشی است سبزهٔ خط زیر پای حسن
۳
هر دم به ناز بالش دل تکیه می کندآن سرو قامت چمن دلگشای حسن
۴
پرواز از نشیمن ابرو نمی کندشد حلقه های زلف تو دام همای حسن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth