خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کنبیا و آنچه جم می دید در ساغر تماشا کن
۲
میان ابروی جانان عجب جنگی است پیوستهکمان و تیر و تیغ و دشنه و خنجر تماشا کن
۳
در این زندان هشیاری چه خود را مبتلا داریبیا در بزم مستان عالم دیگر تماشا کن
۴
به دل کلک خیالت هر نفس نقش دگر بنددحساب جمع و خرج خود در این دفتر تماشا کن
صفحهٔ ۱ از ۲