خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رحمتش با بی گناهان کی کند فردا نگاهمی برد دل های ظلمت دیده را چشم سیاه
۲
همچو ساقی ای کرام الکاتبین بردار دستنامه ام چون ساغر می شد لبالب از گناه
۳
دل عجایب طاق ابرویی نشیمن کرده استمی برد رشک و حسد ز این گوشهٔ من پادشاه
۴
باز با زاغ است دشمن، زاغ با زاغ است دوستیار شد همرنگ یار و کهربا با همرنگ کاه
صفحهٔ ۱ از ۲