شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز چشمش سرمه آمیز آمدهطرفه بیماری به پرهیز آمده
۲
غیر داغ و آه از دل برنخاستوادی ایمن بلاخیز آمده
۳
کوه هستی را به ما هموار کردعشق فرهاد سحرخیز آمده
۴
هر که او مست شراب بیخودی استساغرش بی باده لبریز آمده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth