خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ در کفر و خیال کار مشکل نیستیدر دلی اما خبردار از دل دل نیستی
۲
در کنار ما و ما را از کنار بهره نیستهمچو دریا واقف از احوال ساحل نیستی
۳
عاقبت باید از این ویرانهٔ تن رخت بستهیچ در فکر دیار و راه منزل نیستی
۴
با وجود حشمت و جاهی که در ظاهر تو راستشکرلله از من درویش، غافل نیستی
صفحهٔ ۱ از ۲