شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسیجان به لب آمده از لعل شکربار کسی
۲
همچو تصویر نیم زنده ولیکن دارمچشم در راه کسی پشت به دیوار کسی
۳
نرگس از چشم و گل از دست کسی افتاده استسنبل آویخته از طرهٔ طرار کسی
۴
هر چه دیدیم ز جایی به ظهور آمده استخار از پای کسی، سرو ز رفتار کسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth