خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برهنگی است عبا و قبای درویشیتوکل است لباس غنای درویشی
۲
[شکستگی] همه کار تو را درست کنددلی شکسته بود مومیای درویشی
۳
ز حرص، جوش و خروش قلندر از خامی استبه صبر پخته شود شوربای درویشی
۴
ز بیم حادثه افتادگان چه غم دارندخلل پذیر نباشد بنای درویشی
صفحهٔ ۱ از ۳